» گفت و گو با آذین اوسطی نقاش فرمالیست استعاری زاج ها

گفت و گو با آذین اوسطی نقاش فرمالیست استعاری زاج ها

گفت و گو با آذین اوسطی نقاش فرمالیست استعاری زاج ها

۳۱ مرداد ۱۳۹۵

پرسش از همه چیز ممکن است مگر ان چیز که خود ، شکلی سوال گونه دارد.   گفت و گو با آذین اوسطی نقاشی که تا کنون سه روایت از فضای استعاری خود را با عنوان کوفجان،  زاج و فرگشت در طی چندین سال کار پیوسته به نمایش گذاشته است، کاری ست از این دست.  بی هیچ تردیدی، پرسش از پرسش، شاکله ی اصلی چنین گفت و گویی ست. تلاش برای پرسش از فرم هایی که با موجودیت استعاریشان خود، زادگاه صدها پرسشند.


دلیلش این است که تصور می‌کنم این کشف و شهود را در مخاطب و بیینده‌ی آثار دوست دارم. یعنی مایل نیستم که ذهن بسته شود که این الان این فرم است و من قصد دارم به این نتیجه‌ی مشخص برسم و شما هم متقابلن باید به این نتیجه برسید. بیش‌تر خیلی تلاش می‌کنم که در پوسته و در لایه‌های زیرین باشد این موضوع که هرکس تعبیر خاصی از این فرم‌ها می‌کند برای من بسیار جذاب است این چند معنایی بودن برای من مهم  است و من تصور می‌کنم من از ابتدا مایل بودم که به این وضعیت برسم، که برداشت‌های مختلفی از آثارم اتفاق بیافتد. درست است که شاید در آنِ واحد هر کس به این فکر بیافتد که این اثرِ هنری، یک رویکرد اجتماعی دارد، که البته شاید این موضوع درست هم باشد ولی این که هرکس احساس خاصی از مواجهه با این آثار می‌گیرد، من این موضوع را بیش‌تر می‌پسندم. فکر می‌کنم زبان استعاری برای هنر موفق تر است تا به طور مثال کارهای مستقیم، نه این‌که آن کارها کارهای خوبی نباشد، ولی من حداقل برای خود این گونه می‌پسندم.

به نظر من این موضوع بدیهی ست، رجوع به تاریخ هنر امری بدیهی‌ست، مثل ساختمانی‌ست که خشت به خشت آن بالا می‌رود و وقتی پایه‌ای نداشته باشد در نتیجه این امکان وجود ندارد که چیزی بر روی آن بنا شود. تاثیراتش هم به تبع آن بدیهی ست؛ یک سری مسائلی‌ست که همیشه وجود دارد. به طور کل من فکر می‌کنم که هنرمند تمامن تاثیر است؛ حالا از تاریخ هنر از اجتماع از هر چیزی که در اطراف اوست، چون بازتابی از جهان اطرافش بر ذهن او تاثیر می‌گذارد. برای من در مطالعاتم،‌ تاریخِ هنر یک بخشی ست که همواره باید وجود داشته باشد.

 

از نظر من در درجه‌ی اول کارِ هنرمند مطرح است. من هنرمند را اول از کارش می‌بینم بعد مورد خوانشِ شخصی خود قرار می‌دهم و بعد از آن است که تازه به حرف‌های او گوش می‌دهم. البته مقصود من جذابیت تکلم نبود بلکه هنگامی که شخصی شروع به صحبت پیرامونِ کار خود می‌کند این موضوع روشن می‌شود که آیا پشتِ این کارها فکر است یا این‌که هنرمند تنها به فکر تولید یک نوع جذابیت بصری بوده است. ولی به هر جهت، درجه‌ی اولِ اهمیت با کارِ هنرمند است و بعد از آن مسائل دیگر مطرح می‌شود.

به نظر من الان یک جوی درست شده است که اصلن یک عده‌ای کارشان این شده است که بروند و بگردند که یک کاری را کنارِ کارِ دیگری قرار دهند و حالا به واسطه‌ی نوعی تشابهاتِ فرمی اعلام تقلید و تقلب کنند. در دنیای معاصر تاثیر و تاثر موضوع ساده‌ای نیست در این دایره، شما باید از دو جنبه به موضوع نگاه کنید، یک جنبه آن که هنرمندان از یک دیگر تاثیر می‌گیرند و جنبه‌ی دیگر آن‌که هنرمندان از دنیا‌ی پیرامونِ خویش تاثیر می‌گیرند و این دنیای پیرامونی در بسیاری، موارد تشابهاتِ بسیاری، برای گروهِ زیادی از افرادِ جامعه‌ی امروز دارد و این اصلن موضوع بعیدی نیست که تشابهِ تجربه، دلیل به وجود آمدنِ وضعیت های فرمالیستی مشابهی شود. حال شما در این وضعیت به دنبال اثبات چه چیزی هستید؟ اصلن بیاید موضوع را از دیدگاهِ دیگری بررسی کنیم، به وفور دیده می‌شود که هنرمند به عمد، المانی را از هنرمندِ دیگر می‌گیرد و در کار خود بازنمایی می‌کند به طور قطع این هنرمند برای خود کانتکس و زمینه‌ی فکری دارد. با توجه به همین دو دیدگاه مطرح شده و بسیاری مسائل پیچیده‌ی دیگر، پیرامونِ چگونگیِ تاثیرات و تاثرات در دایره‌ی خلق اثر هنری، شما خود قضاوت کنید که این موضوعِ تلاش‌های یک عده برای رسوایی یک عده‌ی دیگر از این راه، تا چه حد سطحی، عاری از هرگونه آگاهی و در نهایت مضحک است.

 

در حقیقت توقعِ من از گالری بسیار بالاست، زیرا هنرمند نمی‌تواند هم نقاشی کند و هم دنبال مسائل مختلف، پیرامونِ دیده شدن  و ارتباط با دنیای بیرون و رصد کردن مسائل متفاوت از قبیل  جهانی شدنِ یک هنرمند باشد. این بخش به طور قطع جزء وظایف گالری و کیوریتورهای آن است. به هر حال آن‌ها هم باید بیزینس خود را جلو ببرند، به این معنی که باید همزمان نگاهی به فروشِ آثار داشته باشند، این مقداری کار را سخت کرده است یعنی باعث شده است که کمی به سمتِ این برخورد کشیده شوند که به هنرمند بگویند این کار را نکن که به فروش اثر لطمه می‌زند و یا این کار را انجام بده که فروشِ کار، راحت تر شود، و این موضوع با دیدِ من در تناقض است یعنی من در درجه‌ی اول کارم را برای فروش نمی‌کشم. مجموعه‌ی فرگشت یعنی مجموعه‌ی سوم را که شروع کرده‌بودم، دوستان علنن به من گفتند که این مجموعه فروش نخواهد داشت، یعنی موضوعِ فروشِ این آثار دچار مساله خواهد شد اگر با رویکرد خودت مجموعه را جلو ببری، ولی با این حال من این مجموعه را تکمیل کردم و با علم به این که موفقیتی در فروش نخواهد داشت، آن‌ها را ارائه دادم. چون به عقیده‌ی من متاسفانه به دلیل همان آشفتگی که در جریان‌های هنریِ موجود در ایران هست، فروش، مربوط به بخشِ دکوراتیوِ اثر است و برای من نمایشگاه گذاشتن، نمایش ِیک نوع جهان‌بینی ست. که الان این هنرمند، چه چیزی در فکرش هست و قصد نمایش چه چیزی را دارد؟ برای من این بخش بسیار مهم است. به همین خاطر من مجموعه‌ی فرگشت را با دیدگاه شخصی خودم تکمیل کردم و به نمایش گذاشتم. من فکر می‌کنم کارِ من نه فروش اثرم است نه این است که کارِ سفارشی انجام دهم. من اثری که به نمایش می‌گذارم، به دنبال فکر و ایده‌ایست، پس نمی‌توانم این موضوع را بپذیرم که مثلن برای فروش، ابعادِ کارم را کوچک‌تر کنم و یا مثلن این المانی که من روی آن کار می‌کنم چندش آورست و باید بلایی سرش بیاورم تا بیش‌تر مورد پسند واقع شود، در حقیقت من همه‌ی این قبیل پیشنهادات را نادیده می‌گیرم و کارِ خودم را انجام می‌دهم. تصور من این است که تفکر ِهنرمند است که اهمیت دارد. مخاطبِ من مسلمن خودش از فیلترهای گوناگون رد می‌شود و طی یک پروسه‌ای خودش به سمتِ کارِ من جذب می‌شود من قرار نیست کاری را منطبق با بازارِ هنر انجام دهم. پس در درجه‌ی اول فکر هنرمند مهم است و کاری که انجام می‌دهد و حالا بعد از این مسائل، بازار هم اهمیت پیدا می‌کند.  چون بالاخره اگر هنرمندی کارِ با کیفیت ارائه دهد شناخته خواهد شد. خصوصن در دنیای امروز با وجود تنوع امکانات و رسانه ها.اما این مهم، نیازمندِِ زمان و تلاشِ پیوسته برای پیشبردِ دنیای شخصی هنرمند، در گذرِ زمان است. حالا ممکن است به خاطر نوع و تنوعِ روابطی که این هنرمند دارد مساله‌ی شناختنِ او در سه ساله‌ی اولِ کار برایش اتفاق بیفتد یا ده سالِ دوم، شاید هنرمند بتواند در این مورد با شناختِ درست از محیط و روابط به عنوان کاتالیزور عمل کند . از طرفی در موردِ‌ فروشِ آثار، من این گونه به موضوع نگاه می‌کنم که هر مجموعه‌ی من متشکل از ده اثر است و من در هر مجموعه تنها به ده نفر احتیاج دارم که کارِ مرا برای خرید بپسندند در نتیجه من هیچ احتیاجی ندارم که بیایم و کارهایم را با مولفه‌های رایجِ موجود در بازار، مصموم و آلوده کنم و بخواهم کاری کنم که مورد پسند همه باشد. در یک کلام به هر سو که نگاه کنیم باز به این موضوع بازمی‌گردیم که هنرمند باید کار خودش را انجام دهد و گالری و کیوریتورها هم کار خودشان را. مساله این است که هر یک باید حیطه‌ی کاری خود را به درستی رصد کنند و بر اساس واقعیت‌های متقابل گام بردارند.

سوال آخر این که آیا قصد دارید به فرگشت زاج ها در کوفجان ادامه دهید؟

کوفجان مکانی است که من در آن کار می‌کنم و در آن زندگی می‌کنم  و این فضای شخصی من است که در واقع روایت دنیای بیرونی از دنیای ساختاری من است. باید وصل باشم به خاکم به سرزمینم به خودم . ممکن است دچار تغییر شود ولی فعلن فضای ذهنی من همان است و در همان وضعیت به سر می‌برم.


کوفجان: جای تنگ، قفس، یکی از طوایف کوه نشین کرمان

کوفجان مکانی است مثل زادگاه مادریمان به وسعت دنیا. حصارهای شهر از شهر فرسنگها فاصله دارند، دنیا نوار باریکی است اطراف حصارهای شهرمان و قوانین شهر قوانینی است مطابق با زنده ماندن. و هیچ چیز در این دنیا لذت بخش تر از زنده ماندن نیست

دراین مجموعه سعی در بزرگنمایی قسمتهای آسیب دیده و دفرمه شده اندام یک موجود زنده را دارم که ناشی از تحمل عذاب و فشار بی صدایی است که گاه منشأ درونی و گاهی عامل بیرونی دارد. در کارهایم اندام موجود زنده طبیعت خود را از دست داده و خصلت سرد و نیمه جان به خود گرفته گویی راهی برای نفس کشیدن باقی نمانده و نفس حبس شده و آماس کرده است. شاید موجود زنده به این وضعیت خو گرفته که اینگونه آرام، سرد و بی هیجان است.


زاج

زن نوزای، زنی که بچه ای بدنیا بیاورد

تا یک هفته زاج خوانده می شود.

درمیان خطها و بیگانه ها، زاییده می شوم، می زیم، می آفرینم و به اتمام می رسم. گاهی بیگانه ها از فرآیند حضورم می کاهند. خلق می کنم، آن زمان که زمین عقیم است . می آفرینم، بیگانه ای را از خود تا این وجود تازه بیابد شوق زندگی را این منم خالق و مخلوق، بیگانه گریز و بیگانه پذیر


فرگشت

موجودات زنده در طی زمان اندکی مفیدتر با والدین خود فاصله میگیرند برای دوام در زادگاهشان

تجهیز می شوند به سلاحی که نداشتند به عضوی که روزگار به آنها داد


www.azinosati.com

gall_img gall_img gall_img gall_img gall_img

تگ های این مطلب :


, , , , , , ,