» معرفی هنرمند جوان | بردیا اسمعیل لو

معرفی هنرمند جوان | بردیا اسمعیل لو

معرفی هنرمند جوان | بردیا اسمعیل لو

۰۸ مهر ۱۳۹۵

اتفاق همواره شکلی از بی‌نظمی را با خود به همراه دارد. به طورِ مثال ممکن است یک روز صبح، پست‌چی زنگِ دربِ منزلِ شما را به صدا در بیاورد و بسته‌ای را به شما تحویل دهد که شما هرگز منتظرِ آن نبوده‌اید اما از آن‌جا که نام گیرنده با نامِ شما تطابقی ندارد، بی‌درنگ درمی‌یابید که بسته به صورتِ اتفاقی به اشتباه، به آدرسِ‌ شما فرستاده شده‌است. این رویداد به یک باره در یک روز و یک ساعتِ نامنتظر برای شما رخ داده‌است پس بسیار طبیعی‌ست که شما آن را یک اتفاق به حساب آورید. اما تصور کنید که این رویداد به فواصلِ زمانی مشخص برای سه یا چهار بارِ دیگر تکرار شود. در این صورت بی‌تردید عنصری به نامِ «شک»، در قضاوتِ شما پیرامونِ این رویداد نقشِ مهمی ایفا می‌کند و ذهنتان را از ماهیت اتفاقی بودنِ رسیدنِ‌ بسته به دست شما منحرف خواهد کرد. تکرار، همواره ماهیتِ اتفاق را زیر سوال می‌برد و اندکی تامل، دلیلِ پیدایی پرسش‌های فراوانی می‌شود که لایه‌های متفاوتی از رویداد را بر ما آشکار می‌کند. تکرارِ جنایت آن هم از سوی راوی اول شخص، در داستان‌های ادگار آلن پو، ما را نسبت به ماهیتِ جنایی بودنِ آثارِ ‌او ظنین می‌کند و بی‌شک ما را به این سو سوق می‌دهد که مساله نه توصیف یک جنایت بلکه نوعِ مواجهه‌ی شخصیتِ‌ داستان با مسائلی‌ست که او را به سوی جنایت سوق می‌دهند. به همین منوال، تکرارِ شیوه‌های روایی «بردیا اسمعیل‌لو» در آثارش ما را به این سو سوق می‌دهد که او نیز همواره مسائلی را در پسِ لایه‌های اتفاق‌گونه‌ی کارهای خود قرار می‌دهد و با عنصرِ تکرار در تلاش است تا آن‌ها را از نگاه‌های هیجان‌زده‌ی مخاطبانِ زودگذر، دور نگه دارد. بردیا اسمعیل‌لو، نقاشِ سمفونیِ خاموشِ جنایتِ خطوط، در بسترِ آرامشِ‌ سفید پس زمینه است. او در طرح‌ریزی برای بهره‌گیری از انرژی‌های خطیِ متفاوت، در آثارش، شیوه‌های مختلفی را تجربه کرده است. در دوره‌های پیشینِ آثارش، جنایتِ‌ خطوط، در گوشه‌ای از اثر تمرکز می‌یافت، گوشه‌ای دنج که در آن خطوط در اشکال گوناگونِ انسان و طبیعت و یا به دور از هر فرمِ تداعی کننده‌ای در هم تنیده‌ می‌شدند و در نهایت خطی عصیان‌گر، تمامِ انزوای سفیدی غالبِ‌ پس زمینه را درهم می‌شکست. در این دوره از آثارش او جنایتِ خطوط را به گوشه‌ای مشخص از آثارش محدود می‌کرد یا به تعبیر دیگر، سفیدی یا رنگِ غالب پس زمینه که بخشِ عمده‌ی کار را تشکیل می‌داد متاثر از اتفاقی بود که در بخشِ کوچکی از اثر حادث شده بود. به بیانِ‌دیگر جنایتِ خطی، که در مقیاسِ کوچکی از اثر اتفاق می‌افتاد، سرنوشتِ کل آن را رقم می‌زد. این شیوه‌ی بیانِ فرمالیستی ما را به سمت تاویلی سوق می‌دهد که در آن تصویر انسان‌هایی را پیش روی خود متصور می‌شویم که اتفاقات و شرایطِ زندگی خود را در یک یا چند اتفاقِ مهم در زمانی مشخص و در قشرِ‌ مشخصی از جامعه جست و جو می‌کنند و زندگی خود را بیش تر متاثر از تصمیماتی می‌دانند که توسطِ قشر مشخصی از جامعه گرفته می‌شود. اما با گذرِ  زمان و تغییر دوره‌ی کاری او، جنایاتِ  خطی از یک گوشه یا بخشِ خاصی از اثر به کلِ آن گسترده شد به نحوی که شاید بتوان گفت در دوره‌ی متاخرِ آثار او عصیانِ خطوط، به کلِ اثر گسترده شده است. ‌توجه به این موضوع امری ضروری ست که در این دوره از آثار، خطوط و رنگ‌ها وضعیتِ بیانی مشابهی یافته‌اند.  به این معنا که هر دو، همزمان می‌سازند و سپس می‌پوشانند.و همین امر امکانِ تاویل متفاوتی را از این دوره‌ از آثارِ او برای ما فراهم کرده است. وضعیتی که او در این دوره از آثارش بازنمایی کرده است تداعی‌گر دیدگاهی ست که بر مبنای آن، اتفاقات و دایره‌ی تاثیرات و تاثرات آن‌ها، در سطح وسیعی از افرادِ جامعه و اقشارِ گوناگون آن گسترده شده است بر اساس این دیدگاه، تغییرات، محدود به تصمیماتِ قشر خاصی از جامعه نمی‌شوند.

    جدا از تفاوت‌هایی که دوره‌های گوناگونِ‌ زندگی و فعالیتِ حرفه‌ای این هنرمند را از هم  تفکیک می‌کنند، با نگاه به دوره‌های مختلفِ کاری «بردیا اسمعیل‌لو» و دقت در شیوه‌های اجرایی و بیانِ‌ نقاشانه‌ی او می‌توان به ساز و کاری مشترک در تمامِ دوره‌های کاری او پی برد و آن ساز و کار، وضعیتی ست که نقاش در آن هر شی یا فرمی را در پسِ وضعیتِ فرمی دیگری پنهان می‌کند. به بیان دیگر او تصویرگرِ وضعیتِ زیبایی شناسانه‌ایست که در آن، در یک حرکت دوسویه، زیبایی ‌و عصیان، پنهان کننده‌ی یکدیگرند. از یک سو زیباییِ فرم‌های نامتعارفِ انسان و گیاهان رخ می‌نماید و از سوی دیگر عصیانِ خطوط و رنگ‌ها این زیباییِ نامتعارف را در خود محو می‌کند و در نهایت خودِ‌ این تقابلِ‌ دوسویه به صورتِ هم‌زمان، سازنده‌ی وضعیتِ‌ زیبایی شناسانه‌ی منحصر به فردی ست که بردیا اسمعیل‌لو همواره تلاش کرده است تا با بهره‌گیری از آن، احساسات و دریافتِ شخصیِ خود را در پسِ تکرارِ اتفاقاتِ گوناگونِ رنگ‌ها و خطوطِ عصیان‌گرش، برای مخاطبانِ جست‌وجوگرِ آثارِ خویش پنهان کند. شیوه‌ای که معادلِ کلامی آن را در زبانِ فارسی  باید در آثارِ ‌شاعرانِ سبک هندی مانند بیدلِ دهلوی و صائب تبریزی جست.

gall_img gall_img gall_img gall_img gall_img

تگ های این مطلب :


, , , , ,