» کنش از دور – انفعال از نزدیک

کنش از دور – انفعال از نزدیک

کنش از دور – انفعال از نزدیک

۰۵ آبان ۱۳۹۳

-بیا بیرون با توام، اگه نیای خودم می یام بالا!!!
سعی می‌کنی که نشنوی چون تقریبن مطمئنی که تو طرف حساب صدا نیستی. صدا اوج می گیرد بار دیگر سعی می کنی حواست را به کاری گرم کنی که ناگهان صدای شکستن شیشه تمام تمرکزت را بهم می‌ریزد. از پنجره به بیرون نگاه می‌کنی تا آن‌چه تخیلت به واسطه حس شنوایی ساخته است را به واسطه‌ی حس بینایی با واقعیت رخ داده در خیابان بسنجی. گام بعدی هر چه باشد. مداخله‌ی تو برای پایان مشاجره یا انفعال و بی‌تفاوتی تو نسبت به آن. اتفاق رخ داده در بیرون از اتاق تا درونی‌ترین لایه‌های ذهنت نفوذ می‌کند. به آن بیاندیشی یا نه تفاوتی در این پیشروی نخواهد داشت. چراکه امروزه به واسطه نتایج به دست آمده از علم روان‌شناسی در سده‌ی پیشین، می‌دانیم که دایره‌ی تاثیرات و تاثرات جهان پیرامون بر ناخودآگاهی ذهن انسان از حیطه‌ی اراده‌ی او بیرون است و مسیری پیچیده و ناخواسته را طی می‌کند. مثال ذکر شده در بالا تنها نمونه‌ای کوچک از هزاران هزار اتفاقات ناهنجاری بود که هر روزه بر ذهن و روان هر یک از ما تاثیرات بسیار می‌گذارند. اما این تاثیر گذاری‌ها نیز خود گستره‌ی متنوع و متفاوتی بر روان آدمی دارند. از دیدن یک تصادف تا حمله و دزدیده شدن کیف یا گوشی شخصی در خیابان در تمام این اتفاقات تا زمانی که ما مخاطب و شخص سوم ماجرا هستیم؛ عکس العمل و نگاهمان به ماجرا اغلب کمی بی تفاوت و سرسری یعنی چیزی در حد تاسف و تاثر باقی خواهد ماند. اما تصور کنید که طی یک چرخش شما از سوم شخص به دوم شخص مفعول تغییر وضعیت دهید. آیا در آن صورت هم می توانید تنها آرام و ملول از کنار ماجرا رد شوید؟ آیا در آن لحظه نمی اندیشید که برای جلوگیری از آسیب شاید بهتر بود اندکی قبل‌تر که سوم شخص بودید، تدبیری می‌اندیشیدید؟ مطالعات فرهنگی در جوامع گوناگون نشان می‌دهد که تفاوت مواجهه افراد جامعه با ناهنجاری به وجود آمده در محیط پیرامون تعیین کننده‌ی قوانین و قدرت اجرایی آن‌ها ست. تفاوت اصلی بین جوامع پیشرفته و جوامع جهان سومی درست در همین گستره رقم می‌خورد. خشونت در تمامی جوامع تقبیح شده و مطرود است به طور مثال وقتی در جایی از دنیا مثل غزه خشونتی علیه گروهی از انسان‌ها رخ می‌دهد. بسیاری در جوامع و اقشار گوناگون از خود واکنش نشان می‌دهند؛ فعال سیاسی با تجمع و تحصن و بیانیه. پزشک و جراح با درمان وجراحی و شاعر و هنرمند با قلم و رنگ. تا این‌جای کار مشکلی پیش نمی‌آید چون معمولن وقتی قضاوت با فاصله باشد همیشه راحت‌تر هم هست. و حتی در جوامعی چون جامعه‌ی ما نیز دنباله‌ی واکنش‌ها به سبک و سیاق گوناگون قابل مشاهده است. به طور مثال نمایش‌گاهی با عنوانِ «غزه» در فرهنگ‌سرای نیاوران برپا می‌شود و بسیاری از هنرمندان مستقل وغیر دولتی با همکاری و حمایت نهادی دولتی آثار خود را ارائه می‌کنند. و صد البته که در این موقعیت هیچ کس از راه نمی‌رسد که بگوید چرا به جای خلق و ارائه‌ی اثر نمی روید اسلحه دستان بگیرید و با کسانی که ظلم ‌می‌کنند بجنگید؟!! چرا که در این موقعیت، بسیاری هنرمندان دیگر در کشورهای پیشرفته نیز با خلق آثاری مخالفت خود را نشان داده‌اند و در این موقعیت حتی اگر فرد با قوه‌ی استنتاج خود به این موضوع نرسیده باشد که هرکس باید به زبان خود فاجعه پیش آمده را مورد نقد قرار دهد، به این موضوع بسنده می‌کند که دیگران نیز چنین کرده‌اند.
پس فاجعه از راه دور با عکس‌ العمل و نقد مواجه می‌شود. اما زمانی که مسائله کمی نزدیک‌تر اتفاق می‌افتد. پاسخ اندکی چالش برانگیز می‌شود. بزرگترین مشکلی که مسائل و فجایعِ نزدیک‌تر یعنی مسائلی که برای جامعه‌ی ما پیش ‌می‌آید به وجود می‌آورند این است که به دلیل تفکر ذات پندارانه‌ و اخلاقی افراد جامعه به ویژه روشن‌فکران، عکس العمل ها اغلب با افراط همراه می‌شوند؛ افراط در انفعال. به طور مثال در فاجعه اخیر اسیدپاشی در اصفهان، توده‌های مختلف مردم به شکل‌های گوناگون مخالفت خود را بروز دادند اما عده‌ی زیادی از دگر اندیشان و هنرمندانی که در مسائله غزه پر رنگ وارد شدند در این مساله یا سکوت کردند و خودزنی کردند: به طور مثال اخیرن صفحه ای توسط گروهی از هنرمندان در فیس بوک راه اندازی شده است که هنرمندان با ارائه‌ی آثار در آن، به شیوه و زبان خود با این شکل خشونت علیه زنان مخالفت خود را به نمایش می‌گذارند. حال فردی که خود چندی پیش اثر خود را در نمایشگاه غزه ارا‌ئه کرده بود این گروه را محکوم می‌کند که : «و من باز مانده ام که چه؟ که خلاقیت خرج کردن خودمان در زیبایی شناسیِ کثافت را به “لایک” بگزاریم؟ که به میانجی “زبان بصری” “این فاجعه انسانی” را تماشایی کنیم؟ یا که به مدد نمایش خلاقیت در آبستراکسیون و اکسپره سیون و اکسیون (!) غریزه ی نمایشگری و خود متفاوت انگاریمان را ارضا کنیم؟!؟ آن هم در کانتکست فیسبوکی؟!» و کسی نیست که از این شخص یا امثال او بپرسد که شما که دارای این قوه‌ی تحلیل اخلاقی هستید و تا این حد پیش رفته اید که زبان بصری و تکنیک‌های آن را به زبان مرتجع اخلاقیات واپسگرا تعبیر و تفسیر می‌کنید؛ چرا این تحلیل را به کار خود نبسته‌اید و جای خلق اثر، در پی صدور بیانیه و فعالیت سیاسی نرفته‌اید؟ گویا با این نگاه و تفسیر همه‌ی اقشار جامعه از هنرمند وشاعر و نویسنده باید یا خفه شوند ویا بلند شوند و شعار دهند!!! شاید بزرگترین مشکل که عامل به وجود آورنده‌ی این دست تاویل‌های افراطی است بیش از هرچیز عدم توانایی در یافتن روابط پنهان و آشکارٍ فرهنگ وسیاست است. اما نتیجه هر چه باشد، خلق اثر هنری در مخالفت با ناهنجاری‌های اجتماعی نه ارضا کردن غریزه‌ی متفاوت انگاری است و نه عادی سازی فاجعه. بلکه کنشی است برای نشان دادن تاثیر این ناهنجاری بر روان فرد فرد افراد جامعه و شاید تلاشی برای جلوگیری از تبدیل شدن تعداد بیش‌تری از افراد جامعه به دوم شخص مفعول.تلاشی به زبان و بیان تصویر.

جواد سروش

 

تگ های این مطلب :


, ,