» حکم

حکم

حکم

۲۸ مهر ۱۳۹۶

حکم

گویی قرار را از ابتدا بی حضورِ هیچ یک از ما چنین گذاشتند که آنانی تقدیر را رقم بزنند که پیش‌تر چیزی خوانده باشند و قدرِ مکان را آنانی به‌دست گیرند که قرار از دیگران بگیرند. پس بخوان بخوان به نام کسی که اکنون اقبال را برای تو حکم می‌کند. و خواندیم به نام تمام کسانی که سرنوشتِ دیگران را تقدیرِ به ارث رسیده‌ی خویش مقرر کردند تا  از گذرگاهِ‌ سرنوشت، همگان را به مقری کشانند که قرار به حکمشان بخواند. پس بخوان بخوان به حکم خطا که آن‌که خطا نکرد خط ها به جانِ او کشیدند و جانش را از خَتا به حَبَش* برهنه لخت لخت کشاندند، که گویی کشیدن، حکمِ تقدیر است بر آن خطوطی که جز بر آن‌ها حکم نکنند. پس بخوان بخوان به حکمِ ختایی که خطا را به خط‌ها آمیخت و از پس تمثالِ تقدیر بر گرده‌ی محکوم، مصلوب و محبوب را به دارِ یک حادثه آویخت.

*ختا و حبش : شرق و غرب


حکم

در تقسیم‌بندی دشواریِ کارهایی که امروزه بشر برای بقای خود انجام می‌دهد، کاری وجود دارد که در رده‌بندی نهایی به احتمال زیاد از فعالیتِ دو شیفت در معدن، هزار متر پایین تر از سطح زمین و حتی در معرض گاز سمی دی اکسید گوگرد هم دشوار تر است و آن «خواندن» است. خواندن؟ خواندنِ شبانه‌روزیِ مطالبِ کانال‌های تلگرام؟ خواندنِ کامنت‌های اینستاگرام؟ خواندنِ روزنامه‌؟ خواندن کتاب؟ خواندن شماره‌ی کارت یا کارت؟ خواندن حکم؟ در حقیقت آن‌چه به نظر سخت می رسد، خواندنِ واژه‌ی پس از خواندن نیست که خودِ خواندن است. وضعیت‌ها نیز تنها در شیوه‌ی خوانشِ خویش است که بقا می‌یابند یا تغییرِ شکل پیدا می‌کنند و دشواری از این‌جاست که رخ‌ می‌نمایاند. اگر بپذیریم که دیدن نیز شکلی از خواندن است، دیدنِ حکم نیز شکلی مکرر از خوانشِ حکم به حساب می‌آید. در این‌جا محکومینی را تصور کنید که در بازه‌های زمانی متفاوت با احکامی ثابت  در قبالِ رفتارهای خویش مواجه می‌شوند، اما هم‌چنان به تکرار رویکردهای خویش در قبالِ مسائلِ پیش رویشان تاکید می‌کنند. یعنی همزمان که حکم را مقابلِ دیدگانِ خود دارند همچنان بر تکرار عاملِ حکم اصرار می‌ورزند و گویی تنها از این مجال است که راهی برای بقا یافته‌اند.

درست با درکِ این ساز و کار است که شاید بتوان راهی به جمله‌ی کلیدیِ الکساندر برووسکی در مقاله‌ی او با عنوانِ «پیش‌درآمدی بر مهرداد ختایی» یافت. برووسکی در این مقاله پس از طی مسیرهای گوناگونی در تحلیلِ شیوه‌های طراحی و چاپِ دستیِ معاصر و شیوه‌ی به کارگیری آن در آثارِ ختایی، خواننده را با عبارتی کلیدی در خوانشِ آثار او مواجه می‌کند:«آن‌چه هنرمند را جذبِ خود می‌کند؛ نه خودِ رویداد، بلکه درکِ بنیادینِ ظرفیتِ بشر برای بقاست». عبور از رویداد، مسیری‌ست که ختایی آن را از مجموعه‌ی پیشینِ خود «چرنوویل» آغاز می‌کند، و در این مجموعه به سرانجام می‌رساند. مسیری که طی یک فرآیند سه ساله پیچیدگی‌های آغازینِ خود را از گرده‌ی عنوان به متنِ ساختارِ فرمی آثار می‌کشاند، چنان‌که خود او نیز در گفت و گویی که یک سال پیش از ارائه‌ی مجموعه‌ی پیش رو با سایت رخدادهنر داشت به این موضوع اشاره کرد که «چرنوویل» در مجموعه‌ی پیشینش، عنوانی بوده‌است برای خلق یک وضعیتِ استعاری. اما پس از سه سال آن‌چه پیرامون ما قرار گرفته‌ا‌ست، مجموعه‌ای‌ست از تصاویری که در اشکالِ جزئی و کلی خود با اتخاذ یک سیاست فرمی مشخص، از هر نوع پیش‌روی در مسیرِ خوانشِ رویدادمحور از روایت‌های تصویری خود جلو‌گیری می‌کنند. به عبارت دیگر ختایی در این مسیر با همنشین کردنِ نشانه‌های تصویریِ ملموس و ناملوس در کنار هم، درپیِ ارجاع به تلاقیِ روایت‌های تصویری در بستر تاریک و روشنِ آثارِ خود نیست بلکه این هم‌نشینی در مجموعه‌ی پیش‌رو، ساز و کاری ست برای عبور از رویدادهایی که شکلِ روایی هنرمند از آن‌ها، تبارِ روایی‌شان را دستخوشِ تغییر می‌کند. شاید از همین روست که مسیحِ مصلوب و عروسک‌های برهنه هر دو سهمِ یکسانی از ترکیب‌بندی آثارِ پیش رو را به خود اختصاص داده‌اند.

موضوعی که در پایان حکمِ نهایی پیرامون مسیر و شیوه‌ی رواییِ ختایی را دشوار می‌کند از متنِ وضعیتی برمی‌خزد که از آن به عنوان «تغییرِ تبارِ رواییِ نشانه‌های تصویری» در مجموعه‌ی پیش‌رو یاد شد.وضعیتی که برووسکی در مجموعه‌ی چرنوویل نمودِ آن را در حیوانات جهش یافته‌ای می‌بیند  که مانند اسطوره‌ای شوم از دلِ فاجعه برمی‌خیزند و ما آن را در مجموعه‌ی پیش رو در قالبِ شخصیت‌هایی می‌بینیم که در فرآیندِ زدایشِ روایت اساطیری از آن‌ها، هر یک وضعیتی اساطیری به خود گرفته‌اند. و درست در همین‌جاست که فعلی سخت‌تر از خواندن نیز پیدا می‌شود و آن دیدن‌است. دیدنِ اساطیری که به قولِ میرچا الیاده اسطوره‌شناسِ رومانیایی با طردِ گذشته‌ی خود راهی برای بقای خود در متِن روایی زندگی امروز پیدا می‌کنند.

پی‌نوشت:

ـ «پیش‌درآمدی بر مهرداد ختایی» نام مقاله‌ایست از الکساندر برووسکی، پیرامونِ مجموعه‌ی پیشینِ مهرداد ختایی که در گالری سوفیای لندن به نمایش گذاشته شد. ترجمه‌ی این مقاله در وب‌سایتِ رخداد هنر منتشر شده و دردسترس می‌باشد.

ـ وب سایت رخداد هنر در دو بازه‌ی زمانی متفاوت، دو گفت و گو با مهرداد ختایی انجام داده‌است که مصاحبه‌ی نخست پیرامون فضای کلی آثارِ او در درگاهِ این وب‌سایت موجود است و مصاحبه‌ی دوم پیرامون مجموعه‌ی پیش‌رو پس از نمایشگاه منتشر خواهد شد. بخش اشاره شده در یادداشت مربوط به گفت و گوی نخست می‌باشد.

تگ های این مطلب :


, , , , , , ,